تبليغاتX
خاطرات تلخ و شيرين مليكا - قسمت اول زندگينامه ام (خاطرات تلخ و شيرين مليكا)

خاطرات تلخ و شيرين مليكا

الا اي كه راز خدايي خداكند كه بيايي

قسمت اول زندگينامه ام (خاطرات تلخ و شيرين مليكا)


   سلام مهربونا                                            

 

واي كه چقدر از ديروز تا حالا دلم براتون تنگ شده ، مي دونيد چيه مي خوام زندگي نامم رو بنويسم آري خيلي وقته كه دوست دارم از خودم و زندگيم از شادي هاي زندگيم ، از تلخي هاي زندگيم از همه و همه براتون بنويسم .

آنقدر بنويسم تا شايد يه كم دلم آروم بگيره .

 امير خان

پدرم را مي گم ، آره پدرم امير خان يه روز كه عروسي دوستش دعوت شده بود ، يه دختر خانم ناز ، يه دختر خانم نجيب و با وقار ، يه دختر خانم خوش تيپ و ملوس ،يه دختر خانم بور و سفيد با چشمهايي به رنگ دريا ، دلشو مي بره ، امير خان جوري اسيرش مي شه كه اصلاً فراموش مي كنه زن و بچه داره ،‌ موضوع را با خواهرش كه عمه من مي شه در ميان مي گذاره ، از آنجايي كه عمه عزيزم دل خوشي از زن داداشش نداشت پدرمو راهنمايي مي كنه ، سپس امير خان هم به راهنمايي هاي خواهر جانش گوش جان سپرده و با يك شناسنامه المثني كه اسمي از زن و فرزندانش در آن قيد نشده بود ، همراه با عمه ام به خواستگاري شيوا مي آيند. اما شيوا خانم قبول نمي كنه خلاصه امير خان كه بد جوري شيفته شيوا خانم مي شه پس از ۴ بار خواستگاري كردن بله را از شيوا مي گيره .

پدرم براي اينكه زن و بچه اش ، و همينطور شيوا خانم به وي شك نكنند به هر دو زنش گفته بود كار من طوري است كه بايد يك شب در ميان شيف بمانم ، و به اين ترتيب يك شب پيش مريم خانم(زن اولش) و يك شب پيش شيوا خانم (زن دومش ) مي آمد.

روزها از پي هم همچنين مي آمدند و مي رفتند ، تا اينكه شيوا خانم باردار شد ، و در ماه هشتم بسر مي برد كه خوشبختانه يا متاسفانه متوجه مي شود كه همسر وي زن و سه فرزند دارد ، نمي دونم اون لحظه چه احساسي داشته فقط مي دونم كه به تنها چيزي كه فكر مي كرده طلاق بود.

خلاصه پس از كلي دعوا و جنگ و جدال و پس از طي مراحل قانوني اش شيوا خانم از پدرم طلاق گرفتند و از آنجا كه پدرم عاشق شيوا بود و نمي خواست وي را طلاق دهد با او شرط كرد كه اگر از من جدا شوي فرزندمان را ازت خواهم گرفت شيوا كه از امير متنفر شده بود شرط را پذيرفت.

آنوقت توي يك روز سرد و پائيزي وقتي شيوا مرا به دنيا آورد ، و من پاي بر بدن سياه و پر از گناه اين دنياي فاني نهادم و نوزادي سه روزه بيش نبودم پدرم مرا از مادرم شيوا جدا كرد.

و من تا كنون فقط دوبار مادرم شيوا را ديده ام آنهم زماني كه بسيار كوچك بودم ، و تا كنون هيچ اطلاعي ديگر از وي ندارم ،‌و فقط مي دانم چند ماه پس از جدايي از پدرم با يكي از خواستگارانش ازدواج نموده و هم اكنون دو پسر دارد .

حس زيبايي نسبت به وي ندارم ،البته حس بد و زشتي هم ندارم ، هرگز دوست ندارم وي را ببينم ،‌نمي دانم چرا؟!!!!
درضمن هرگز هم دوست ندارم براي وي اتفاق بدو ناگواري رخ دهد ، هميشه برايش دعا مي كنم و آرزومند سلامتي او وخانواده اش هستم .

خلاصه پس از اينكه پدرم مرا از مادرم گرفت چون جايي را نداشت تا مرا ببرد ،با يكي از دوستانش مشورت مي كند تا راه حلي پيش پاي وي قرار دهند. او نيز  به پدرم امير خان مي گويد:‌
يك مهد كودك خصوصي سراغ دارد كه مديريت آنرا يك خانم سيده بسيار محترمي بنام خانم موسوي برعهده دارد كه از بعضي كودكان و نوزاداني كه خانواده هاي آنها مشكل دارند ،‌بصورت شبانه روزي نگهداري مي كند و از مابقی تا بعد از ظهر. و از پدرم خواست تا به اين مهد مراجعه كرده و با مديريت آن صحبت نموده شايد بتواند مرا به اين مهد بگذارد ، پدرم به سمت مهد رهسپار شدند و ....

ادامه دارد .........

 

   
مليكا كوچولو
دوست جونم ها ، يه سلام ارغواني با يه دنيا محبت تقديمتان باد .
متولد 19 آذر 1362 مي باشم و كارمند يك اداره دولتي.ساكن شهر پر از دود و ترافيك و در عين حال شهر دوست داشتني تهران .
دوستاي مهربونم من از سال 80 تا کنون در پرشین بلاگ می نوشتم اما از امروز نیز به به این سرزمین آمده ام تا دل نوشته هایم را بر بدن بلاگفا بر جای گذارم .
شایان ذکر است که تمام مطالب این وبلاگ حقیقت دارد به جز اسامی افراد که بنده از نامهای مستعار استفاده کرده .
گلهاي قصرم
صندوق خونه
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

melika2007ml

مليكا

http://melika2007ml.blogfa.com

خاطرات تلخ و شيرين مليكا - قسمت اول زندگينامه ام (خاطرات تلخ و شيرين مليكا)

دوست جونم ها ، يه سلام ارغواني با يه دنيا محبت تقديمتان باد .
متولد 19 آذر 1362 مي باشم و كارمند يك اداره دولتي.ساكن شهر پر از دود و ترافيك و در عين حال شهر دوست داشتني تهران .
دوستاي مهربونم من از سال 80 تا کنون در پرشین بلاگ می نوشتم اما از امروز نیز به به این سرزمین آمده ام تا دل نوشته هایم را بر بدن بلاگفا بر جای گذارم .
شایان ذکر است که تمام مطالب این وبلاگ حقیقت دارد به جز اسامی افراد که بنده از نامهای مستعار استفاده کرده . الا اي كه راز خدايي خداكند كه بيايي Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا
http://www.melika2007ml.blogfa.com/Photo/m/melika2007ml.jpg < خوش آمدي مهربون >